میلاد

یکشنبه 8 اردیبهشت ماه سال 1387
یا خلیج عربی یا ترکمن صحرا

 

تا سالیان نه چندان دور نام ترکمن صحرا در تمامی نقشه ها و  تقسیمات سیاسی،فرهنگی ایران برای خطه ای که هم اکنون ساکن اینجا هستیم،یعنی استان گلستان و گنبد کاووس درج وچاپ میشد، همه مردم ایران نام این خطه را با ترکمن صحرا میشناختند... ولی امروزه....!!؟

 

از نسل جدید مردم ایران بپرسید این ترکمن صحرا که می گویند کجاست؟

جز قدیمی ترها شاید معدود افراد نسل جدید باشند که بدانند ترکمن صحرا کجاست... به هنگام مستقل شدن استان گلستان خیلی دوست داشتیم این خطه و استان را ترکمن صحرا نام نهند... ولی اینگونه نشد... مردم ما خیلی طماع نیستند... مردم ما خیلی خودخواه نیستند... مردم ما را، به هر سوی ایران که روید و بپرسید آیا ترکمن ها را می شناسید،آنها را به نیکی،مهربانی،سادگی و تلاشگر در کارها و بی ریا بودن می شناسند... اما این مردم بر خلاف خیلی دیگر از اقوام ایرانی ابا و ترسی از بیان شدن نام ترکمن خود ندارند...آنها بر ترکمن بودن و از یکسو ایرانی بودن و پاسدار مرزهای شمالی و شمال شرقی ایران بودن را افتخار خود میدانند.

آنها پایبند نظام مقدس جمهوری اسلامی اند،آنها دوستدار دوستی و صداقتند،آنها نیز برای این مرز و بوم شهید،جانباز و مفقودالاثر دادند...از مادری که بر روی تاقچه خانه کاهگلی اش قاب عکس جوان رعنا و خوش سیمایی جلوه گر میشود می پرسم او کیست؟ با آرامشی خواص می گوید:"او منگ یکه یاش یگیدیمدی = او تنها فرزند و جوان من بود" " او جنگ ده شهید بولدی=او در جنگ و دفاع 8 ساله شهید شد" می پرسم برای چه؟ جواب میدهد:"امام جان آیدی=امام جان(امام خمینی جان) گفت و اشاره کرد". نام این شهید بیرامی است.

این پیرزن که پس از مرگ شوهرش تنها پسر و جگر گوشه اش را به فرمان امام خود رهسپار جبه های حق علیه باطل نموده بدون هیچ چشمداشتی و با وجود تنگدستی های فراوان و همینک نیز در فقر مادی بسر می برد و با این وجود از زندگی خود نیز راضی است،آیا به اندازه دیگر یک مادر شهید تهرانی و یا سایر مناطق از این مرزو بوم حق ندارد؟

ما از امثال این مادران در ترکمن صحرا کم نداریم... ترکمن های ما بر ایرانی بودن خود می بالند، زبان اصلی ما ترکمنی است،پوشش  اصلی دختران ما همان پوشش اسلامی مادران خود و یادگار میراث کهن ما است ولی دختران ما حق پوشیدن لباس های اصیل خود در مدارس و دانشگاه ها را ندارند و آنگاه میگوییم چرا فرانسوی ها نمی گذارند دختران با حجاب اسلامی وارد دانشگاه و یا مدارس شوند؟ حال بجای دخالت در سیستم سیاسی و فرهنگی یک کشور بیگانه بهتر است اگر خیلی پایبند به مسائل و هنجارهای اجتماعی و فرهنگی و اسلامی باشیم بیایید خود را از درون اصلاح کنید و اجازه آزادی انتخاب و پوشش را در محافل علمی و دانشگاهی را به دختران خود دهیم... (در این رابطه چون موضوع نوشته ام این نیست سخن خلاصه میکنم)

 

به عنوان یک ایرانی همانگونه که فرهنگستان ادب پارسی برای ایران داریم و از زبان اصلی میهنمان که یک زبان هماهنگ برای ارتباط برقرار کردن همه مردم واقوام کوچک و بزرگ است و برای پایدار بودن آن  در برابر دیگر زبان های بین المللی تلاش میکنیم، آیا نظام جمهوری اسلامی برای مردم وفادار ترکمن خود این اجازه را خواهد داد که بر ماندگار بودن زبان مادری مان ما را یاری دهد؟آیا اجازه خواهد داد تا در صدا و سیمای استان گلستان اجازه پخش برنامه های به زبان مادری مان بیشتر شود؟چراکه همانگونه که زبان فارسی زبان رسمی ما هست زبان ترکمنی هم زبان اول و مادری ما ترکمنهاست.

 

دولتمردان ما همه میدانند که فرهنگ های مناطق مختلف کشور با آداب و سنن مختلف امتیاز عظیم خدادادی و غنای هر چه بیشتر این نظام مقدس است ولی امیدواریم بیش از پیش ارزش واقعی این غنا را دانسته و در جهت رفع محرومیت های این مردم قانع و تلاشگر گام بردارند.

همانگونه که مستحضر هستیم حافظ و نگاهبان دور تا دور مرز پرافتخار جمهوری اسلامی ایران از شمال تا جنوب،از شرق تا غرب را،ترکمن،بلوچ،عرب،کرد، ترک و... هستند، پس وظیفه ما اقوام و پاسداران کیان و عزت ایران سرافراز، کمتر از دانشمندان هسته ای ایران نیست،هر کس به نوبه خود هرآنچه که در توانش هست برای سربلندی این نظام در طبق اخلاص می گذارد... به آمارهای انتخابات و راهپیمایی های گوناگون که مهر تائیدی بر نظام جمهوری اسلامی و مشت محکمی بر دهن یاوه گویان و استکبار جهانی برای اثبات مردمی بودن این نظام است، اگر بنگریم خواهیم دید بیشترین درصد شرکت کنندگان نسبت به جمعیت آن منطقه از همین اقوام هستند.

ما ترکمن،بلوچ،عرب، کرد،ترک و... در کنار هم ایران را تشکیل داده ایم، وحدت، همدلی و انسجام اسلامی ما را در سالهای گذشته جهانیان نظاره کرده اند.

 

همانگونه که غرور همه ایرانیان بر زیر پا گذاشتن واقعیت و حقانیت خلیج فارس خدشه دار می شود و فریاد اعتراض بر جهانیان اعلام میدارند، ما مردم ترکمن نیز به همانند همه هم میهنان خود در این جهت تلاش میکنیم،آیا به من جوان ترکمن و دیگر مردمم حق داده می شود که بپرسم برای چه نام ترکمن صحرا که از قدیم الایام در نقشه های ایران وجود داشته برداشته شده است؟

آیا به من ترکمن حق داده می شود تا همانگونه که اصرار بر خلیج فارس نام داشتن آبهای جنوبی کشورم اعتراض کنم به ترکمن صحرا نامداشتن و تلاش برای بازگرداندن این نام کهن برای منطقه ام انجام دهم؟

دشمن می داند به زور و تهدید نمی تواند برای این مرز و بوم حکومت که چه عرض کنم حتی کوچکترین خط مشی دهد،حال او به این پی برده است که تنها راه خط مشی به این نظام ایجاد تفرقه و نفاق در بین مردم این مملک اسلامی است.

قانع کردن جهانیان برای تغییر نام خلیج عربی  به فارس که نام فارس حقیقین است شاید سخت باشد که بالاخره هم با شناخت بنده این امر تحقق خواهد یافت، از طرفی نمیخواهیم سازمان ملل،سازمان ژئوگرافی،و یا گوگل را متقائد سازیم که نام کنونی منطقه ما از قدیم الایام ترکمن صحرا بوده، این امر فقط از دست مسئولین کنونی نظام مدیریتی و برنامه ریزی کشورمان بر می آید، به اعتقاد بنده یکی از راه های مهم اتحاد و همدلی بین آحاد مردم ایران همان ارزش نهادن به خواسته های نه چندان دور از دسترس آنها می باشد.

به نوبه خود به عنوان یک فعال فرهنگی و اجتماعی از دولتمردان کشورم میخواهم حالا به هر دلیلی نام ترکمن صحرا از نقشه های سیاسی و فرهنگی ایران حذف گردیده ولی می توانید از همین امروز برای بازگرداندن این نام بر منطقه ما بر خواسته ناچیز ما جامه عمل پوشانیده و دل این مردم محروم را شاد کنید.

باور کنید انتظار دگرگونی اقتصاد در عرض یکسال و دوسال و ریشه کن شدن موانع بیکاری در عرض یکی دو سال نیستیم، ولی با برگرداندن نام با قدمت ترکمن صحرا به منطقه ما در نقشه های سیاسی و فرهنگی کشوراین کار میتوانید روحیه رنجور و پر از درد و خسته مردم ترکمن را با این کار زنده و بفهمانید که برای خواسته های این مردم نیز احترام قائل و برای انجام این موارد هستند کسانی که تلاش میکنند.

                                                          

فریدون قارئی

کارشناس فناوری اطلاعات و قدیمیترین وبلاگ نویس ترکمن صحرا

 


 
چهارشنبه 7 فروردین ماه سال 1387


Sakhi Djepbarov & A. Chariyev


Purli Sariyev


BegMurad Halliyof


Jumamurad Bahşi – Jan Mamet Gyjagçy


Garli Bahşi Soltanov


Garli BahşiYolamanov


    

Murad Nepesliof


Nobat Aman Syhat Bahşi


Oraz Salur , Mati Bahsinin Oglu



Hajı Çari Muradiyan

Ney Singer (Türkmensahra)


بررسي كهن خاكهاي استان گلستان بعنوان شاهدي براي تغييرات شرايط جوي در عصر پليستوسن

نويسنده:

[ عباس پاشايي ] - استاد گروه خاكشناسي دانشگاه علوم كشاورزي و منابع طبيعي گرگان

خلاصه مقاله:

مطالعات انجام شده بر روي رسوبات لسي دامنه هاي شمالي البرز و بخش فوقاني آبخيز گرگان رود نشان دهنده وجود تعداد شانزده كهن خاك «paleosols» و هفده دوره رسوبگذاري مواد لسي در اين منطقه مي باشد. بطوريكه در دوره يخبندان ورم Wuerm در اين منطقه هفت كهن خاك (S1-S2) و در عصر يخبندان Riss چهار كهن خاك (S8-S11) و بالاخره در دوره يخبندان Holstein سه كهن خاك (S12-S14) شكل گرفته است. در حاليكه كهن خاك هاي تشكيل شده در عصر يخبندان Wuerm نشان دهنده تناوب آب و هوائي سرد و خشك قاره و آب و هواي مرطوب دريا و همراه با تشكيل خاكهاي استپي و خاكهاي خيس ابتدائي مي باشد، عصر يخبندان Riss با جابجايي بيشتر مواد آهكي و تشكيل ثانوي كانيهاي رسي معرف وجود شرايط جوي گرم و مرطوب همراه با تشكيل خاكهاي جنگلي قهوه اي (Ustochrept.) مي باشد. بالاخره كهن خاكهاي متعلق به عصر بين يخبندان Holstein همراه با آبشوئي نسبتا شديد مواد آهكي و كانيهاي رسي ثانوي و سيماني شدن مواد لسي در افق C- با مقايسه با خاكهاي عصر يخبندان Riss رنگ آنها از حالت زرد مايل به قهوه اي تيره تا خيلي تيره مبدل گرديده است. تحتاني ترين رسوبات لسي درنيمرخ مورد مطالعه در اعماق 48/8 متري يري تا 50/7 متري كه بشدت سيماني شده است متعلق به بخش فوقاني در دوره يخبندان Mindel مي باشد. نهايتا مطالعات انجام شده در نيمرخ هاي ديگر واقع در ارتفاعات پيش از يكهزار متري از سطح دريا در همين منطقه نشان دهنده آنست كه در موقعيت هاي مرطوبتر حتي شرايط گرم و مرطوب استوائي با دوره هاي خشكي كوتاه مدت خاكم بوده است. بطوريكه سنگ هاي ماسه اي موجود در منطقه بشدت هوازده شده و نوع خاكهاي آن نيز Vertisols مي باشد مضافا تغييرات شرايط جوي در حال حاضر نشاندهنده آن است كه ما در حال پشت سر گذاردن دوره بين يخبندان موجود ورود به يك دوره يخبندان مي باشيم كه تحت اثر گلخانه اي و آلودگي هاي هرچه بيشتر جو كره زمين سرعت آن بيشتر مي گردد.


كلمات كليدي:

Cryturbation , Solifluction , Loess , Paleosols , Sronelines , Termite Cores , Vertisols , Zebra - stripes , Charcoal , Krotovins , Kastanozem , Brown Soils , Vertisols


[ لينک دايمي به اين صفحه: http://www.civilica.com/Paper-RCCC03-RCCC03_004.html ]





ویکی‌پدیا- خاکشناسی علم و هنر مطالعه و طبقه بندی خاک، بر اساس خصوصیات فیزیکی، شیمیایی و زیستی آن است.

دانش خاکشناسی خاک را به عنوان ترکیب طبیعی بسیار پیچیده، که از هوازدگی فیزیکی و بیوشیمیایی بوجود آمده مورد بررسی قرار می‌‌دهد. یک پدولوژیست خاک را به عنوان یک ترکیب مطالعه می‌‌کند و کاربردهای آن را مد نظر قرار نمی‌دهد. خاکشناسی به ما کمک می‌‌کند بهترین کاربرد ممکن را برای خاک‌های مناطق مختلف تعیین نماییم، از آن حفاظت کنیم و کیفیت آن را افزایش دهیم. علاوه بر این، خاکشناسی شیوه‌های کشت بدون خاک گیاهان (کشت هایدروپونیک) را نیز در بر می‌‌گیرد. پژوهشگران رشته خاکشناسی با بررسی مواد و شرایط مورد نیاز زندگی گیاهان، امکان رشد گیاه در محیط‌های بدون خاک را فراهم می‌‌کنند.

کارشناسان خاکشناس میزان مواد غذایی موجود در خاک‌های مناطق مختلف را بررسی می‌‌کنند و بهترین راه افزایش میزان مواد مورد نیاز و کاهش آثار سوء موادی که میزان آن از حد طبیعی بیشتر است را بیان می‌‌کنند و در صورتیکه خاک از لحاظ مواد غذایی متعدد دچار کمبود باشد، راه حل‌های ترکیبی (مانند کود فسفات آمونیوم) ارایه می‌‌دهند.

خاکشناسان می‌‌توانند با شیوه‌های غیر عادی، مثلاً با اضافه نمودن گچ به خاک سدیمی و شستشوی مداوم آن، ساختار شیمیایی و با شخم مناسب و اضافه نمودن کود‌های گیاهی به خاک، ساختار فیزیکی آن را بهبود بخشند. آنها گیاهان و جاندرانی را که می‌‌توانند باعث بهبود کیفیت خاک از نظر شیمیایی یا فیزیکی شوند را براساس نوع خاک پیشنهاد می‌کنند. مثلاً برای خاک‌هایی که دارای کمبود نیتروژن هستند شبدر یا یونجه پیشنهاد می‌‌کنند و برای خاک‌هایی که به شدت فشرده شده‌اند ولی ساختار شیمیایی مناسبی دارند کرم خاکی پیشنهاد می‌‌کن
__________________



  


تجزيه خاك

تجريه خاك براي تمام محصولات كشاورزي اساس توصيه كودي مي‌باشد. نمونه‌هايي كه از مزارع آزمايشي گرفته مي‌شود از اهميت خاصي برخوردار است. چه اين نمونه‌ها اساس آزمايشات را تشكيل مي‌دهند. نمونه‌هاي خاك از نظر مقدار مواد غذايي و ساير مواد مربوطه مورد تجزيه قرار مي‌گيرند.

نمونه خاك

ايده‌آل‌ترين نمونه خاك بايستي حداقل 400 گرم وزن داشته باشد مگر اينكه مقدار بيشتر از 400 گرم درخواست شده باشد. نمونه‌ها بايستي داخل يك پاكت پلاستيكي ريخته شود و خود داخل پاكت ديگري قرار گيرد. اطلاعات هر نمونه را بايستي طوري روي پاكت نوشت كه پاك نشده و بتوان آن را خواند. اطلاعات بايستي شامل محل نمونه‌برداري، نام زارع يا مشتري و نوع محصول باشد.
به‌عنوان يك قاعده كلي مزارعي كه تا 10 هكتار وسعت داشته باشند را به‌عنوان يك واحد نمونه‌برداري مي‌توان محسوب كرد. با توجه به اين نكته كه كل مزرعه از بابت جنس خاك، نوع زراعت قبلي و نوع كود استفاده شده يكسان باشد. مزارع بزرگ و مزارعي كه از يك‌دستي برخوردار نيستند بايد به قطعات كوچكتر يك‌دست تقسيم و از هر قسمت جداگانه نمونه‌برداري كرد
__________________


بررسي مقايسه زمانهاي آبشويي در اصلاح خاكهاي شور :
شوري خاك يكي از عوامل موثر در تمدن هاي بشري و سيستم هاي كشاورزي بوده كه زندگي انسان بر اين سيستم ها تكيه داشته است تمدن هاي بسياري در اثر عدم اعمال مديريت صحيح آبياري اراضي و تجمع نمك در سطح خاك نابود شده اند .

با توجه به اينكه بخش عمده اي از اراضي كشاورزي كشور ما به دليل قرار داشتن در منطقه آب و هوايي گرم و خشك و همچنين مساله شوري كه در تمام كشورهاي كه در آنها آب و هواي خشك و نيمه خشك دارند مشاهده مي شود.

لذا بررسي بهترين زمان براي آبشويي در اصلاح خاك هاي شور با حداقل آب مصرفي مد نظر گرفته شد تا بتوانيم با حداقل آب مصرفي نمك هاي موجود در منطقه فعاليت ريشه گياه در خاك را كاهش داده و درصد جوانه زني را نيز افزايش دهيم در اين رابطه سه زمان آبشويي را در نظر گرفتيم آبشويي قبل از كاشت ، آبشويي بعد از كاشت ، بدون آبشويي و آبياري طبق روال زارعين .

قبل از كشت نمونه برداري از اعماق مختلف خاك (خاك سطحي و خاك زير سطحي ) انجام گرفت و تجزيه هاي لازم نظير هدايت الكتريكي عصاره اشباع و همچنين تجزيه آب كاربردي انجام گرفت .

نتايج بررسي نشان داد كه آبشويي قبل از كاشت بيشترين كاهش نمك را در اطراف ريشه دارد چون در اين رابطه سعي بر اين بوده كه ابتدا با كمترين ميزان آب مصرفي حداقل عمق خاك لازم براي جوانه زني بذر و سبز شدن يك گياه متحمل به شوري ، آبشويي گردد چرا كه در زمان كاشت بذر كافي است مقدار نمك در عمق چند سانتيمتري بالاي خاك كاهش يابد و آبشويي بقيه املاح نيم رخ خاك طي آبياري بعدي انجام گ
__________________

ترميم خاک

سه روش اصلي براي پاکسازي خاک وجود دارد:
1)ميتوان خاک را تا عمق مشخصي حفر کرد از منطقه مورد نظر دور کرد و سپس آن را ترميم کرد.
2)ميتوان خاک را در همان منطقه اي که وجود دارد به صورت درجا ترميم کرد.
3)روش ديگر، روشي است که خاک را در منطقه نگه ميدارند و به آن مواد کمکي براي جلوگيري از گسترش آلودگي به گياهان، جانوران و انسان وارد ميکنند.
معمولاً براي جلوگيري از انتشار آلودگي خاک بر روي خاک پلاستيک بزرگي ميکشند تا آب باران به درون آن نفوذ نکند و آلودگي به ساير مناطق راه پيدا نکند.
روشهاي ترميم خاک شامل استفاده از آب براي خارج کردن آلاينده ها از خاک، استفاده از حلالهاي شيميايي يا هوايي، يا از بين بردن آلاينده ها با کمک سوزاندن، کمک به ارگانيسمهاي طبيعي براي شکستن اتمهاي آلاينده ها، اضافه کردن مواد به خاک براي محافظت آن و جلوگيري از انتشار آلودگي به ساير نقاط
__________________

كاربر ماهر
 
آواتار khazan
 
تاريخ عضويت: Mar 2006
ارسالها: 648
Thanks: 251
Thanked 172 Times in 138 Posts
پيش فرض پوشش قوم ترکمن

هر قومي و ملتي پوششي خاص خود دارد كه مي‌توان گفت معرف فرهنگ آنان مي‌باشد.

قوم تركمن نيز پوششي خاص خود دارد كه اين قوم اصيل را از ديگر اقوام متمايز مي كند.

جنس لباس سنتي زنان تركمن از ابريشم است كه با دستگاه ساده اي به نام تارا بافته مي شود. اين پارچه به صورت نوارهايي به رنگ قرمز و خطوط زرد مي باشد. پيراهني كه از اين نوارها دوخته مي شود ساده، بلند و قرمز رنگ است كه «كوينك » نام دارد.

امروزه لباس سنتي را اغلب با استفاده از پارچه هاي گلدار خارجي تهيه مي كنند. شلوارهاي زنان تركمن كه در زير پيراهن پوشيده مي شوند، داراي دو بخش است 1- بخش ساق تا زانو : كه از پارچه هاي رنگين گلدار يا ساده تهيه شده و 2- قسمت پاچه ي آن كه با نخهاي ابريشمي ظريف سوزن دوزي مي شوند. اين سوزن دوزي ها كه در طرحها و شكلهاي مختلف و نامهاي مخصوص مثل « شاخ قوچ، مثلث و دايره » مشاهده مي شوند، فرهنگ طايفه مخصوصي را معرفي مي كنند.

در نحوه ي پوشش هر يك از طوايف تركمن تفاوتهاي خاصي ديده مي شود، كه مي توان به وسيله آن به راحتي هريك از طوايف را از هم تميز داد. يموت ها در زمستان روي پيراهن خود نوعي بالا پوش مخملي به نام « چاپيد » با آستين هاي كوتاه و سكه دوزي شده، مي پوشند. كرته پوشش كت مانندي از جنس ابريشم تيره رنگ است كه در زمستان بر سر مي گذارند. حاشيه و قسمت پايين و طرفين كرته با نقش هايي سوزن دوزي شده اند. چربي نيز پوشش كت مانندي شبيه كرته است با اين تفاوت كه تمامي سطح آن سوزن دوزي شده است.

امروزه اين نوع پوشش در بين زنان تركمن ايران به تاريخ پيوسته و براي پوشش خود به جاي كرته از روسري هاي بلند و زيبا از جنس پشم و ابريشم به نام چارقد و يا از روسري هاي بلند حريري به نام يالق استفاده مي كنند.

كلاه و سربند در ميان تركمن ها داراي اهميت ويژه اي است. كلاه و سربند نه تنها معرف طايفه است بلكه موقعيت زنان ازدواج كرده يا دختران را مشخص مي سازد. در گذشته دختران تا زماني كه ازدواج نكرده اند از يك روسري ساده يا كلاه مخصوص دخترانه كه سوزن دوزي شده و خودي كوچك از نقره روي آن نصب شده است استفاده مي كردند. اين كلاه بوريك، طاقيه يا تاخيه نام دارد. اين كلاه را بعد از عروسي و گذاشتن تاج عروسي به خانه پدر عروس باز مي گردانند تا خواهران نوجوان او بر سر گذارند بلكه بختشان باز شود. عروس بعداز عروسي كلاهي تزيين شده بر سر مي گذارد كه يموت ها آنرا « هاواسا » يا « خساوه » و گوگلان ها « توّبي » مي نامند. روي كلاه را با روسري مي پوشانند و در بالاي آن دستمال بزرگ از حرير و يا نخ به نام « قين قاچ » مي اندازند كه يك سر آن پشت سرافتاده و با سر ديگر آن دهان را مي پوشانند كه ياشماق نام مي گيرد.

در ميان نخورها قبل از رفتن عروس به خانه شوهر تاج عروسي را كه « آلين دانگي » نام دارد و از ني هاي ريز بافته شده و بر روي آن پارچه كشيده اند و با زيور پيشاني به نام « آلين شاي » زينت يافته، بر سر عروس مي گذارند.

در ميان گوگلان ها زناني كه پا به سن مي گذارند ازكلاهي كم ارتفاع و پيشاني بندي به رنگ سياه استفاده مي كنند كه علامت تجربه است.

وقتي زني نوه اش عروسي كند اين پيشاني بند به رنگ سفيد كه نشانه احترام و بزرگي است در مي آيد.

لباس مردان در گذشته لباسي بلند ازجنس ابريشم و پشم بوده، بلندي آن تا زانو مي رسيد و به آن « دون » مي گفتند. در زير اين قبا شلوار گشادي مي پوشيدند. مردان مسن پيراهني سفيد مي پوشيده و دستار سفيد بر سر مي گذاشته اند.




بر روي اين لباس در زمستان پوستيني به نام « ايچمك » مي پوشيدند. دوختن پوستين بر عهده ي زنان بوده است. روي دون شال يا كمربند نقره مي بستند.

كلاه تركمن كه نوع مرغوب آن از پوست بره ي قره گل تهيه مي شود « تلپاق » نام دارد تركمن ها زير اين كلاه عرق چين مي پوشند كه با نقش و نگارهايي سوزن دوزي شده است.

امروزه لباس مردان تركمن تفاوت چنداني با لباس ديگر شهرنشينان ندارد، و تنها چيزي كه از گذشته ها باقي مانده كلاه تركمني است. كه آن نيز اغلب در روستا ها بر سر مي گذارند.

پوشش هر قوم و قبيله و طايفه اي در هر جاي دنيا مبيّن فرهنگ، عقيده و بطور كلي مناسبات اجتماعي افراد آن منطقه محسوب مي شود.
khazan is offline  

سرزمین من ترکمن صحرا

نوشته : قربان محمد پورقاز
فصل اول : سرزمین محبوب من 
 

در شگفت از لبخند توام که با آفتاب طلوع می کنند
و بر نقش قالی می نشیند
در شگفتم  که چگونه  شانه می زنی
 واین قالی  را هدیه شایسته عروس می کنی
شانه را محکم بزن مادر
که هر گوشه خانه  نشانی از عشق تو دارد .

 

یک قرن و نیم  پیش درباره ترکمنان گفته شده  (( با آنکه ترکمن  اصالت  ذاتی  خود را کم و بیش  از دست  داده است  معذالک از نگاه مغرورو نافذ و هیکل نظامی اش می توان اور را از سایر چادر نشینان  و شهر نشینان آسیای میانه به خوبی تشخیص داد .
فقط ترکمن است  که دارای استقلال  مطلق می باشد  و نوع تکلفی را تحقیر می کند  او بکجانشینی و تن دادن به حکومت های وقت و اسارت  قوانینی که روستائیان  و یکجا نشینان  را وادار  به تمیکن می کنند  را نیز تحقیر می نگردد (وامبری 398)
سرکوب سالهای پس از شکست سال 1304 ه . ش  و ممنوعیت کوچ و ممنوعیت  استفاده از زبان و فرهنگ ترکمن و کوشش دستگاه های دولتی برای ایجاد روحیه بندگی و اطاعت در دهقانان ترکمن ، رکو د طولانی را در دوره های بعد در روستاها  و مراکز ترکمن نشین   پدید آورده و آخرین ضربه را نیز اعتیاد  بر هویت و آزاد منشی او وارد ساخت .
و اینکه ترکمن  از دست زمانه  می نالد که سر آن دارد تا او را در جامعه بزرگ جهانی مستحیل سازد . امروز ترکمن  کوچ روی آزادی نیست  تا در برابر حکموت ها سرکشی  کند . سرکشانشان سالهاست  که در این را سر داده اند . فرزندانشان  در جستجوی معاش راهی شهر های  بزرگ  و کوچک شده اند از کوچ های بزرگ اثری نیست چند خانوار در جستجوی  چراگاه برگرد  خویش می چرخند ودر تلاش  معاش تک اوی های اطراف  دریاچه آلاگل  و گنبد  را درنیمی از سال بر پا می دارند .
سرزمینی که در آن اقوام مختلف  ترکمن ، ترک ، کرد ، بلوچ  و فارس در کنار  هم تاریخ  سده های گذشته را زنده  کرده اند ، برای هجوم مدرنیسم را بازمی کند  و سنت  های دیر پا و  سخت جانی  که قرن ها در مقابل تهاجم هی بیشمار  مقاوت کرده اند ، در مقابل موج اقتصاد جهانی سر فرود  می اورند . زمین جماعتی طلیفه  سالهاست که به زیر کشت مکانیزه  رفته ، برای چرای دام  پروانه لازم است ، تلوزیون و اموزش و فرهنگ مسلط  جامعه جهانی  انک خود را  بر  پوشاک ، خورد و خوراک  و زندگانی ترکمنان  زده است . نقش قالی به خاطر عرضه  به بازار ،  تحت سلطه نقش قالی خراسان است  و نه داستان قومی  کهن ، لباس ها و شال ها و دستمال ها ساده شده و جواهرات نایاب ، تعداد معدودی جواهر ساز دست  به ساختن  جواهرات ترکمن می زنند .پیر پوستین دوز روزگار  پوستین های بلند ترکمنی را پشت  سر گذاشته ، آخرین زین اسب  ساز کهن  سال تمام نمی کند .
و اسبان زیبای ترکمنی  تنها در مسابقات رسمی از آخور بدر  آورده  با اشتیاق هوای پاک دشت های دور اجدادی را به سینه می کشند و چابک  سوار ترکمن  پیر ترکمن  یاد اسبان  وحشی گسیخنه نعل و فریاد آلامان  را در ضمیر خویش مرور می کند .

و چنین  است که مختومقلی  پیش از همه این داستان  با دهان صحرا مرثیه می خواند :
ای سرزمین  محبوب من « سونگی داغی »
کمرت نقره ایست
گر دشمنت بر تو تازد
با یموت و گوگلان رویاروی خواهید شد
راههای باریک از تو می گذرد
تپه های سرخت دل آدم را باز می کند
از چشمه های سردت رمه ها می نوشند
بر تو علف هی گوناگون می روید
در هر دره ات ایلی ساکن است
دسته های کاروان از تو می گذرد
این دوران نیز خواهد گذشت
آنگاه  که از کنارت ایلت کوج کرده باشد
در آن چه حالی خواهی داشت .


منابع :
         - نسرالله کسائیان، زیبا عرشی (1370 ) . ترکمن های ایران . تهران :  ص (27 )
        - وامبری 398.

  درخت لور

 

  درخت لور

 درختان محلی جزیره ، بعنوان گنجینه های طبیعی ، جذاب و زیبا هستند. درخت لور یا انجیر معابد ، معروفترین درخت جزیره است. این نوع درخت در نواحی جنوبی ایران رشد می کند. پوست کهنسال درخت لور و برگها و ریشه هایش که از بدنه اصلی آن آویزان هستند، آن را از سایر انواع درختان متمایز می سازد. این درختان ریشه هایشان طوری رشد می کند که مانند چتری بر روی زمین سایه می افکند و ممکن است تا چند صد سال عمر کنند.

خوش آمد گویی بمناسبت تاسیس وبلاگ